روایــت آدم

وقتی قلم داد به من حضرت استاد ...

طوسی

اینکه آدم بدونه یه چیزی شدنی نیست و بازم آرزو کنه اونو

حماقت نیست ، امیده ، امید به معجزه

امید به عوض شدن روند دنیا ، امید به شکستن هنجارهای دست و پاگیر

امید به شجاعت یه آدم

امید به چیزی از جنس دوست داشتن ، امید به احساس ، امید به عــ ...

 

   + حاجاقا ; ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; ٦ تیر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

... کوچ ...

عشق دقیقا پشت همین درخت بهارنارنج گوشه ی باغچه ی حیاطمان منتظر نشسته تا درست زمانی که آدمادگیش را ندارم مرا غافلگیر کند

مطمئنم منتظر است تا من دست بردارم از جست و جو 

 آنوقت با بهترین جامه ای که برایش مقدور است می آید

می آید و مرا ، روح خسته ی مرا ، ذهن ناآرام مرا در آغوش می گیرد

موهایم را نوازش می کند 

و لبخند می زند به این شودهایی که شبیه چمن هایی تازه کوتاه شده اند و چندسانتی بیشتر طول ندارند .

دست مرا می گیرد و ازین دنیایی که ذهن آدم هایش بوی تعفن می دهد می بردم به بهترین های دست نیافتنی در رویا

عشق من یک جایی پشت همین بوته های طالبی به کمین نشسته

...

او منتظرم ایستاده

من باید آراسته شوم برایش

 

   + حاجاقا ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ٥ تیر ۱۳٩۳
comment نظرات ()