روایــت آدم

وقتی قلم داد به من حضرت استاد ...

تو چه دانی ...

 

طعم تلخ همنشینی اش این کودک بخت برگشته را , بعد از مدتها سکون در حصر تن , به تقلا انداخت 

و 

 اکنون این سنگ ترک خورده را زیر ضربات تیشه ی بی وفاییش , مبهوت در تاریکی چشمانش رها می نماید . 

 

 

 

   + حاجاقا ; ٢:۳٥ ‎ق.ظ ; ۳٠ آبان ۱۳٩٢
comment نظرات ()