روایــت آدم

وقتی قلم داد به من حضرت استاد ...

همه با همیم!

 

بالاخره کار خودمو کردم ، رفتم به بچه هایی که فکر میکردم اهلشن گفتم و حالا فقط خودم نیستم، همه با همیم . 

خیلی وقت بود که دنبال یه وقت خوب میگشتم که بهشون بگم بیاین با هم رو هم پول بذاریم ، اینجوری هم فشاری به کسی نمیاد هم اگه یکی یادش نبود بقیه یادشونه و کار رو زمین نمی مونه ولی خودم نگران سه ماه دیگم ، اگه من برم ، ممکنه بچه ها یادشون بره و پی گیری هم نکنن ، اونوخ میشه عین بچه ی مظلومی که دست جمعی اول دبیرستان قبولش کردیم ! فک کنم پوکید بیچاره !

---------------------------------------------------------------------

میدونم خدا حواسش هست ، خیالم راحته

 ولی دوست دارم بهت بسپرم "چمن جون" که من رو پیگیری تو حساب میکنم .

 

 

   + حاجاقا ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱٦ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()