حفظه الله

امشب سمینار IBD بود پنل دکتر واحدی و دکتر دریانی و دوتا سخنران خارجی دیگه تو هتل اسپیناس پالاس !

خدایی این هتله اینقدر که اسم و رسم داره ، چیز خاصی نیست !!

بماند که با دکتر قوام صدهزار بار چشم تو چشم شدیم ولی سلام نکردم !! و دکتر مسعودی رو به صورت خیلی شانسی توی اسانسور دیدم و کپ کردم رسما !! سلام و علیک و اینا ! فکر نمیکردم منو یادش باشه ! ولی بود !!!! میخواستم یه فصل کنک بزنمش که به من 17/5 داده !! اخه نامرد از من با سواد تر اصن دیدی دانشجو ؟؟؟ خدا نیاورده از من فعال تر و درس خون تر تو بخش گوارش .

گذشته از تمام لحظات آکوارد و خنده دار ؛

اون چیزی که امشب رو برام خیلی شیرین کرد مهر و محبت استاد بود .

نگاه های دکتر به مارو خیلی دوست دارم ، حس میکنم مثل پدربزرگ داره نوه هاشو سر به راه میکنه و سر و سامون میده !

اینکه هوامونو داره ، اینکه مارو جلوی اون همه استاد با لفظ خانم دکتر خطاب میکنه ، اینکه براش مهمه که برامون مهمه که سوادمون بیشتر بشه .

نگاه مهربونش ، خنده های خوبش ، این همه ساپورت و رسیدگیش

همه ی اینا یه فرشته ازش میسازه برای ما

خدا برامون حفظش کنه

مثل پدربزرگ هام دوسش دارم .


/ 0 نظر / 25 بازدید