مجلس انس

گاهی سخت برایت دلتنگ میشوم ، آنقدر که نفس کشیدن هم مشکل میشود

گاهی از اینکه پلک بزنم میترسم 

هراس دارم درآن لحظه که من چشم بر هم نهادم تو بیایی ، من نبینمت و تو بگذری

میدانی ؛

دلتنگی بغض دارد ، اشک دارد ، بی تابی دارد ، چشم انتظاری دارد

دلتنگی مسیری ست به دیوانگی 

دیوانه ها هم روزی دل داشته اند و دلتنگ بوده اند

خیلی دلتنگ ...

یکروزی ... نمیدانم دور یا نزدیکش را

ولی یک روزی امانم میبرد این دلتنگی

و من میرسم ته جاده ، به آن کلبه ی محو شده در مه 

کفش های گلی ام را میگذارم کنار پله 

در را باز میکنم و بی مهابا خودم را در آغوشت می اندازم ./

/ 0 نظر / 12 بازدید