من در اشتباه ترین جای ممکن وایسادم

امروز از اورژانس که لخ لخ کنان تا ماشین میرفتم با کوله ی روی پشتم و‌روپوش سفیدی که خیلی هم تمیز نبود ، با هر قدم با هر نفس به این بیشتر ایمان میاوردم که بزرگترین اشتباه زندگیمو کردم که اومدم این رشته .

امشب خیلی خسته تر ازین بودم که بتونم بدون اشک سرمو روی بالش بذارم و چشمامو ببندم تا فردا که شاید بازشون ن/ب‌کنم.

امروز برای اولین بار توی عمرم عین سگ پشیمون بودم از راهی که اومدم ، از جایی که هستم .

من میمیرم با هر کدی که اعلام میشه ؛

من میمیرم با هر فشاری که روی قفسه سینه ی بیمار میاد وقت CPR

من میمیرم با هر صدای بوق مانیتور و آسیستول شدن بیمار

من میمیرم با هر ...

شاید ۵۵ مین کدی بود که در طول این ۵ سال تحصیل د

دلم به ان مع العسر یسرا هایی خوشه که شاید اصلا در مورد من نابنده ی نامسلمون صدق نکنه .


/ 0 نظر / 43 بازدید